محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
92
تحفه خانى ( فارسى )
بواسطه كمال خفا و عدم ادراك مسلم نخواهد داشت عامتر كه تشابه در جزو واحد باشد يعنى در موقع اصبع واحد باشد و يا تشابه در اكثر از جزو واحد باشد يعنى در مواقع اصابع مشابهه به چون مقيس اليه چه معتبر نزد اطبا اصابع اربعه معتدله انسانيست و سبب در نبض مستوى جريان اسباب نبض است بر مجرى طبيعى و ثانى مختلف است و او مقابل مستوى است و سبب او سه چيزست اوّل ثقل ماده يا ثقل طعام ثانى مجاهده قوت يا مرض و شدت مرض و ثالث دارد منافى مثل قرع باگاه و اين قسم كه مختلف است منقسم به دو قسم مىشود و اوّل مختلف منتظم است كه اختلافش بر يك حال است و محافظ يك دور و دو دور زيارت است و سبب او سبب ضعف اختلافست و ثانى مختلف غير منتظم و آن نبضيست كه حفظ دوردور نيست و سبب او دو چيزست اوّل شدت اسباب اختلاف و ثانى كثرت سبب و بعضى مختلف منتظم و غير منتظم را قسم تاسع از اقسام تسعه داشتهاند و او قسم نبض مختلف است و تاسع از اقسام تسعه نبض معروفه وزن اوست و دانستن متساوى و زنا درين مقام موقوف بر مقدمه است و آن مقدمه اينست كه حكما گفتهاند كه در نبض انسان طبيعت موسيقاريست زيرا كه همچنان صناعت موسيقى تمام بتاليف نغماتست برحسب حدث و ثقل و بادوار ايقاع مقدر ازمنه كه متخلل مىشود نقرات او همچنان است حال نبض كه عرق متحرك به حركت انبساطى و انقباضيست كه نسبت ازمنه در سرعت و ثقل تواتر نيست ايقاعيه است و نسبت احوال او در قوت و ضعف و در مقدار و حركت همچون نسبت تاليفيه است و همچنانكه ازمنه ايقاع و مقادير نغم گاهى متفق و لذيذ مىباشد و گاهى غير متفق و غير متفق و غير ازين همچنين است اختلافات در نبض كه گاهى منتظم و گاهى غير منتظم مىباشد و نيز نسبت احوال نبض در قوت و ضعف و مقدار گاهى متفق مىباشد